تبليغاتX
عقاید یک دلقک
رازی در میان نیست

به دنبال کدام خبر شبکه به شبکه میگردی .از پایین به بالا . از بالا به پایین به پایین به پایین.

نکند عاشق گوینده ی خبر شده ای؟! همان که صدایش مثل ناقوس کلیساست!

فرض کن آنجا جنگ است و آنطرف ترش سیل آمده.

 اینجا مارکس سکته کرده و انرژی ها عادلانه تقسیم میشوند – دیروز لا به لای موهایم چند تار سفید پیدا کردم- آن بالا حکومت نظامی ست و این پایین نذری نفت میدهند. تازه بعد هم تکذیب میکنند هر چه گفتند را.

روزنامه میجوی که چه؟! – جدولش مال من . 3 عمودی 8 حرفی ِ شریک زندگی؟؟؟  رسانه ملی _ صفحه ی اقتصادش را وقتی سبزی پاک میکردم خواندم . به خدا همان سبزی ها کیلویی 500 تومان بود.

باور کن فرق میان اخبار ساعت 8 با ده تنها دروغ پنهان پشت لبخند معشوقه ی ناقوسی ات است.

قبول نیست تو نفهمیدی ماهی مان سرطان تلویزیون گرفت و مرد.

این مردک خاله زنک اصلا تا کنون به تو گفته که چرا نهنگ ها خودکشی میکنند؟ گفته! کاش نهنگ تو بودم ، سیاه . سفید. مثل موهایم. خودکشی های مرا هیچ وقت نفهمیدی.

آمار آنها کی خبر از خستگی پایه های میز داد.

کی اعتصاب کلاغ ها را افشا کرد. - شنیده ام مترسکها مسئولیت سرقت جاالیز بین المللی را به عهده گرفته اند! راست است یعنی؟ -  در کدام نمودار نرخ رشد کابوسها را رسم کرده اند؟

.

.

.

میترسم از نادانی مردن.

نه این تاریکی از رفتن برق آمد.

میخواهی برایت آواز بخوانم؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/08/08ساعت 10:51  توسط شادی باقی |